بخش ۱۰۴ - رسیدن خبر مرگ پدر به کوش پیل‌دندان و بر تخت نشستن او

کوش‌نامه

به گوش آگهی شد که خاور خدای
که شد شاه خاور به دیگر سرای

رمه بی‌شبان ماند و تختش تهی
تو را گشت دیهیم شاهنشهی

ز دشمن بترسید و بربست رخت
سپه را همی راند تا پیش تخت

به تاج پدر بر پراگند خاک
ز سوگش همی جامه را کرد چاک

یکی هفته با سوگ بود و دژم
به هشتم روانش تهی شد ز غم

چنین است کردار و کار پسر
فزونی نباشدش مهر پدر

که مرگ پدر چون گذارد سه روز
شود مهرش از مغز وز دلْش سوز

نکو گفت دهقان فرزانه سر
کرا دیده دوزی ز دل دورتر

به هشتم نشست از بر تخت و گاه
به درگاه او شد سراسر سپاه

بر آن تاج بر گوهر افشاندند
ورا شاه خاورزمین خواندند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}