بخش ۲۳۰ - بازگشتن قارن از سقلاب و روم به نزد فریدون

کوش‌نامه

چو برگشت قارن ز سقلاب و روم
گشاده به نیرو همه مرز و بوم

رسیده سوی خاور و باختر
شده بجّه و نوبه زیر و زبر

نشانده به هر کشوری مهتری
سپرده بدو نامور لشکری

به پیروزی آمد به درگاه باز
گرفته ز هر کشوری ساو و باز

برآسود یک سال نزدیک شاه
به گردون گردان کشیده کلاه

همه رزم‌ها کرد با شاه یاد
به کردار و دیدار او شاه شاد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}