بخش ۲۷۲ - گشادن کوه طارق

کوش‌نامه

به دریا گذر کرد بار دگر
بگردید کشور همه سربسر

کسی کاو ز فرمانْش گردن کشید
زمانه به خون برْش دامن کشید

همان کوه طارق که نگشاد کس
گشاد او به مردان با دسترس

جهاندیده گوید که آن هفت کوه
ز دیدار او دیده گردد ستوه

نبیند سرِ تیغِ او تیره ابر
ز بر رفتنش کُنْد چنگال ببر

گشاده میان و به‌پیوسته سر
چنین آفریده‌ستشان دادگر

برآن هر یکی آب‌های روان
درختان و نیلوفر و ارغوان

چنان جای بگذاشت و اندر گذشت
بیابان و دریا بریدند و دشت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}