بخش ۳۰۴ - راست شدن مملکت بر کوش

کوش‌نامه

وزآن پس ز فاروق هر سال باز
همی آمدی کاروانی و ساز

شد آباد عجلسکس از دست او
تهی گشت از آن می سر مست او

چو کار جهانجوی بالا گرفت
وز این رزم‌ها نام بالا گرفت

همه مصر بگشاد، جلباب نیز
بیاورد از آن مرز در گنج چیز

هم از روم یک نیمه بستد به تیغ
جهان کرد بر رومیان تیره میغ

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}