شمارهٔ ۱۲۲۹

غزلیات

مشتاق بود گوش به رودی و سرودی
مطرب به نوا ساز بکن چنگی و رودی

در پرده عشاق مزن شور مخالف
آهنگ مؤالف زن و وزر است سرودی

شاید که برد ضرب اصولت به حجازم
کز فرع نبرده است کسی ره به حدودی

ای شاهد شنگول پناهی تو به مستان
برخیز و بجا آر قیامی و قعودی

در میکده امشب همه ذکر ملکوت است
دارند مگر خیل ملک قوس صعودی

بگذاشت لبم بر لب و گفتیم بسی راز
با نی همه شب بود مرا گفت و شنودی

ساقی بده آن قلزم مواج حقیقت
کاین بحر سرابست همه بود و نبودی

آن جامه بیرنگ ده از کارگه عشق
کز رخت تعلق ننهم تاری و پودی

ای شاهد قدسی ز تو چون چشم بپوشم؟
کِم مردمک چشمی و در عین شهودی

ما سایه و خورشید توئی ای شه مردان
ما جمله فروعیم و تو خود اصل وجودی

مردود ابد بود چو شیطان ز در دوست
جبریل نمی کرد اگر بر تو سجودی

از دست یداله بکش سوی بهشتش
آشفته که در نار عمل کرده خلودی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}