شمارهٔ ۸۰ - آب حیات

قطعه‌ها

آب حیات است پدرسوخته
حَبِّ نبات است پدرسوخته

وه چه سیه‌چرده و شیرین‌لب است
چون شکلات است پدرسوخته

آب شود گر به دهانش بری
توت هرات است پدرسوخته

تا بتوانیش بگیر و بکن
صَوم و صَلات است پدرسوخته

می‌نرسد جز به فرومایگان
خمس و زکات است پدرسوخته

سخت بُوَد ره به دلش یافتن
حِصن کلات است پدرسوخته

تنگْ دهان، مویْ میان، دلْ سیاه
عین دوات است پدرسوخته

احمد و از مِهر چنین منصرف
خَصم نُحات است پدرسوخته

با همه ناراستی و بددلی
خوش حرکات است پدرسوخته

قافیه هرچند غلط می‌شود
باب لواط است پدرسوخته

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}