شمارهٔ ۹

ابیات پراکنده

تا خدا تَرکِ خدایی گوید
وز خدایش جدایی جوید

ول کند کرسی و عرش و همه را
کم کند از دو جهان همهمه را

خشگ گردد به رگ هستی خون
لغو گردد عمل کن فیکُون

راه یابد به فلک غمازی
انجمن سازی و پارتی بازی

انگلیسان به فلک رخنه کنند
نقشه‌ای طرح در آن صحنه کنند

حرف نفتی به میان اندازند
در فلک مجلس شورا سازند

حزبی و لیدری و انجمنی
جعل قانونی و درد وطنی

اکثریت کند آماده سفی
با اقلیت یا بی طرفی

من که آخر چشم آسیب ممات
از چه بایست کشم رنج حیات

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}