شمارهٔ ۵ - خنده

اشعار دیگر

باغ خندان ز گل خندان است
خنده آئین خرمندان است

خنده هر چند که از جد دور است
جد پیوسته نه از مقدور است

دل شود رنجه زجد شام و صباح
میکند اصلاح مزاجش به مزاح

جد بود پا به سفر فرسودن
هزل یک لحظه به راه آسودن

لیک نه که از دود دروغ
برد از چهرهٔ قدر تو فروغ

تخم کین در دل دانا کارد
خیو خجلت به جبین‌ها آرد

شو ز فیاض خرد تلقین جوی
راست گو لیک خوش و شیرین گوی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}