شمارهٔ ۲۶

غزلیات

چشم از دو جهان دوخت تماشای تو ما را
کرد از همه بیزار تمنای تو ما را

این دیده که ما را به تو سرگرم چنین ساخت
هم سوخته بیند به ته پای تو ما را

رفتی و سراپای تو را سیر ندیدیم
داغی به جگر ماند ز هر جای تو ما را

تا چند به فردا فگنی کار دل ما
جنت ندهد وعدهٔ فردای تو ما را

مائیم و تو، دیگر سخن غیر چه گوئیم
پروای کسی نیست ز سودای تو ما را

هر دم چه خراشی دل احباب، فغانی
بس کن که سری نیست به غوغای تو ما را

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}