شمارهٔ ۷۴

غزلیات

قد تو نهالیست که آتش ثمر اوست
دیوانه ی آن بادیه ام کاین شجر اوست

آراسته باد این چمن حسن که هر روز
فیض نوام از لاله و ریحان تر اوست

زلفت گرهی بست بهر قطره ی خونم
فریاد ازان خوشه که این دانه بر اوست

زانروز که از دست صنم توبه شکستم
سوگند درستم همه بر جان و سر اوست

هم قوت دل بخشد و هم روشنی چشم
آن گوهر سیراب که زیب کمر اوست

فی الجمله ازان قطره که یکذره وجودست
میلش بهوا داری و جذب شکر اوست

امروز اگر گریه گره کرد فغانی
بسیار ازین آبله ها در جگر اوست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}