شمارهٔ ۷۷

غزلیات

طبیبم دید و درمانم ندانست
دوای درد پنهانم ندانست

بوصلم مژده داد اخترشناسی
ولیکن آفت جانم ندانست

چه آتش بود رو آورد در من
که دامان و گریبانم ندانست

که می گوید که حاسد چون ترا دید
بران لب جای دندانم ندانست

چه از آن بوی خوش کامشب صبا داشت
چو راه بیت احزانم ندانست

تو می گویی که عاشق دید مستم
بمرد و چاک دامانم ندانست

فغانی مست بود آن شوخ امشب
سخنهای پریشانم ندانست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}