شمارهٔ ۸۲

غزلیات

وقت گلم تمام به آه و فغان گذشت
چون بگذرد خزان که بهارم چنان گذشت؟

زین انجمن چه دید که بیرون نمی‌رود
دیوانه‌ای که از سر کون و مکان گذشت؟

سهلست اگر کنند ز جامی مضایقه
با دل‌شکسته‌ای که تواند ز جان گذشت

بر باد بودی ار نشدی صرف گل‌رُخان
این عمر بی‌بدل که چو آب روان گذشت

فکر کفن کنید که آن ترک تندخو
تیغی چنان رساند که از استخوان گذشت

گو برفروز چهره و بازار گرم کن
اکنون که عاشق از سر سود و زیان گذشت

فرهاد کار کرد فغانی که از وفا
رسمی چنان نهاد که نتوان ازان گذشت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}