شمارهٔ ۸۴

غزلیات

مجنون راه عشقم و دل هادی منست
منشور عاشقی خط آزادی منست

آن آتشی که کوه نیاورد تاب آن
شبها چراغ و روز گل وادی منست

مجنون کجاست تا گله ی دل کنم که او
همدرد کهنه ی عدم آبادی منست

عشقم کند ز جای اگر بیستون شوم
ویران دلی که در پی آبادی منست

من خود چنین خرابم و دشمن گمان برد
کاین بیخودی ز غایت استادی منست

در رنج و راحتم دل از اندیشه دور نیست
بیچاره مبتلای غم و شادی منست

آهت بلند باد فغانی که این چراغ
در منزل ستاره و شان هادی منست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}