شمارهٔ ۹۱

غزلیات

بیمار ترا دیده ی نمناک همانست
پرهیز مکن کاین نظر پاک همانست

از گریه سواد بصرم شسته شد اما
نقش تو در آیینه ی ادراک همانست

کوه ستمم در دل ماتمزده باقیست
خار و خسکم در جگر چاک همانست

شد سلسله ی گردن شیران رگ جانم
پیوند بران حلقه ی فتراک همانست

هر چند که خوبان نظر مهر نمایند
با اهل نظر کینه ی افلاک همانست

صد بحر فرو رفت و لبی تر نشد آنجا
شد زیر زمین پر گهر و خاک همانست

با آنکه جهانسوز بود آه فغانی
در بستر خوابش خس و خاشاک همانست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}