شمارهٔ ۱۰۴

غزلیات

پیش ما خاطر شاد و دل غمناک یکیست
حال آسوده و درد جگر چاک یکیست

برگ عیش دگران روز بروز افزونست
خرمن سوخته ی ماست که با خاک یکیست

در گلستان جهانم اثر عیش نماند
همچنان به که گلش با خس و خاشاک یکیست

ما که از خویش گذشتیم چه هجران چه وصال
مردن و زیستن مردم بیباک یکیست

آنچنانم که جفای تو ندانم ز وفا
زهر پیش من دیوانه و تریاک یکیست

صدق ما با تو درستست چو آیینه و آب
عاشقانرا دل صاف و نظر پاک یکیست

راحت و رنج فغانی ز خیال من و تست
راست بین باش که نیک و بد افلاک یکیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}