شمارهٔ ۱۰۸

غزلیات

آتشکده دلی که درو منزل تو نیست
بتخانه کعبه یی که درو محمل تو نیست

مردن در آرزوی تو خوشتر ز عمر خضر
خود زنده نیست آنکه دلش مایل تو نیست

چون در میان گرمروان سر در آورد؟
پروانه یی که سوخته ی محفل تو نیست

معشوق را چه باک بود عاشقی بلاست
باری غبار کس بدل غافل تو نیست

یا رب دل رمیده ی من از کجا شنید
بوی محبتی که در آب و گل تو نیست

ایزد ترا بخوبترین صورتی نگاشت
ای گل چه نازکی که در آب و گل تو نیست

خواهی بمهر باش بما خواه کینه ورز
خود دانی و خدای کسی در دل تو نیست

بر دوش گلرخانست فغانی جنازه ات
این تربیت سزای تن بسمل تو نیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}