شمارهٔ ۱۳۱

غزلیات

خود رای من بخلوت رازت پناه چیست
در بسته یی بروی غریبان گناه چیست

بیرون خرام و کشته ی دیرینه زنده کن
تا خلق بنگرند که صنع اله چیست

وه گر تو یکدو شب بسر کو در آمدی
پیدا شدی که کوکبه ی مهر و ماه چیست

دارد هوای خاک درت عاشق غریب
بر عزم کار بسته میان شرط راه چیست

زین غمزه و اشارت دانسته هر طرف
معلوم شد که گوشه ی چشم و نگاه چیست

از بسکه خون بحال دل خود گریستم
آگه نمی شوم که سفید و سیاه چیست

زین آه دردناک، فغانی چه فایده
چون یار بیغم تو نداند که آه چیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}