شمارهٔ ۱۸۳

غزلیات

گلی که از نفسش مشک ناب بگدازد
چرا لب شکرین از شراب بگدازد

خوش آن بدن که ز می در قبا چو گل روید
نه آنکه همچو شکر در گلاب بگدازد

بر آن سرم که چراغی ز روغنم ماند
دمی که این تن بیخورد و خواب بگدازد

گهی ز غم جگر پاره ام کباب شود
دمی ز غصه دلم چون کباب بگدازد

بدلفروزی شمع جمال او نرسد
هزار سال اگر آفتاب بگدازد

فغانی از طلب کیمیا نیاساید
مگر دمی که درین اضطراب بگدازد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}