شمارهٔ ۲۰۰

غزلیات

ماتم نشست و کوکبه ی سور شد بلند
صد نیزه در حوالی ما نور شد بلند

گلبانک میفروش بدردی کشان رسید
پنداشتی که زمزمه ی صور شد بلند

تا روی بسته بود دم خلق بسته بود
این غلغل از نظاره ی منظور شد بلند

معشوق در کنار دهد روشنی بدل
زان آتشم چه سود که از دور شد بلند

در هر سری ز نشأه ی توحید باده ییست
زین اعتبار دعوی منصور شد بلند

آباد باد میکده کز فتنه ایمنست
نخلی کزین سراچه ی معمور شد بلند

آن روز نقد هستی ما نذر باده شد
کز طرف باغ طارم انگور شد بلند

ساقی بیار باده که عید صیام رفت
وز دیدن تو ناله ی طنبور شد بلند

بادا بقای پیر که از فیض جام او
افسانه ی فغانی مخمور شد بلند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}