شمارهٔ ۲۳۳

غزلیات

افغان که دل به هیچ مقامم نمی کشد
کس جرعه یی شراب ز جامم نمی کشد

آزرده ام چنانکه به گلگشت کوی تو
دل هم به اختیار تمامم نمی کشد

دست من و میان تو زین نازکان شهر
چابکتر از تو کس چو بدامم نمی کشد

بیگانه ام ز نقل و شرابی که بی تو است
اندیشه ی حلال و حرامم نمی کشد

دل می برد فرشته و ره می زند پری
رغبت به سوی هیچکدامم نمی کشد

امروز هم به وعده مرو آفتاب من
کاین داغ جانگداز بشامم نمی کشد

این عزتم تمام که در سال و مه کسی
بار دعا و ننگ سلامم نمی کشد

جز عشق خانه سوز فغانی دگر نماند
همصحبتی که ننگ ز نامم نمی کشد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}