غزل شمارهٔ ۵۲

غزلیات

مگر چو دردکشان جام بی ریا بخشند
زکاس لَم یَزلی جرعه ای به ما بخشند

قتیل عشق شو ای جان که مر ترا روزی
زنوش داروی نوشین لبان شفا بخشند

دوای درد، طبیبان عشق می دانند
ترا که درد نباشد کجا دوا بخشند

کسی که سعی نماید به کعبه ی مقصود
عجب نباشد اگر مر ورا صفا بخشند

ایا دلا که اگر آزری طمع دارد
که جرم او به جوانان پارسا بخشند

امیدوار چنانم که جرم ابن حسام
به گرد کوکبه ی شاه لافتی بخشند

خطای این سر شوریده ی پریشان حال
به جعد گیسوی مشکین مصطفی بخشند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}