شمارهٔ ۲۵۵

غزلیات

دمی که بوی گل از باد نوبهار آید
به غنچه ی دل من بی تو زخم خار آید

بهار آمد و مردم به عیش خود مشغول
دو چشم من نگران هر طرف که یار آید

مرا چو نیست نشاط از بهار و باغ چه سود
که سبزه بر دمد از خاک و گل به بار آید

دلا به پای گل و سرو آب دیده مریز
نگاهدار که آن سرو گلعذار آید

خوش آن سرشک جگرگون که پیش لاله رخی
ز دل به دیده و از دیده بر کنار آید

ز باغ وصل جوانان گلی بچین امروز
که گل رود ز گلستان و خار بار آید

چو در دلت نکند ناله ی فغانی کار
بگشت گلشن کویت دگر چکار آید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}