شمارهٔ ۲۷۲

غزلیات

تا دیده با رخ تو مقابل نمی شود
کام دل از جمال تتو حاصل نمی شود

هر دل بجعد سلسله مویی قرار یافت
دیوانه ی منست که عاقل نمی شود

دست تهی اگر همه تعویذ دوستیست
در گردن مراد حمایل نمی شود

غافل مشو ز حال اسیری که یکنفس
از جلوه ی خیال تو غافل نمی شود

دل شد اسیر جلوه ی مردم فریب تو
کارش بسحر جادوی بابل نمی شود

خون قتیل عشق فغانی به هیچ رو
فردا وبال دامن قاتل نمی شود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}