شمارهٔ ۲۸۶

غزلیات

امروز صفای دلم از سیمتنی بود
جانم پر از اندیشه ی نسرین بدنی بود

چون دسته ی گل ساعدم از داغ نهانی
آراسته زان دست که گویی چمنی بود

پیرانه سرم ناصیه ی موی پریشان
در سایه ی شمشاد قدی نسترنی بود

در تابه ی حمام دلم رفت چو ماهی
نی زهره ی آهی نه مجال سخنی بود

در جوش در و بام ز نظاره ی دیدار
گرمابه نه کز خلد برین انجمنی بود

از سجده ی شکرم سر شوریده نیاسود
کان وصل نه اندازه ی حد چو منی بود

در پوست نگجیدم ازین شوق که دل را
آب عرق سینه ی گلپیرهنی بود

بر چشمه ی خورشید دریغست گشودن
چشمی که به دیدار چنان غمزه زنی بود

او رفت، فغانی بسر صفه حمام
چون قالب جان رفته درون کفنی بود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}