شمارهٔ ۲۹۰

غزلیات

آن گل از طرف کشت می‌آید
وه چه عنبرسرشت می‌آید

بسته زنار و دل دگر کرده
مست سوی کنشت می‌آید

شب کجا باده خودرویی ای گل
کز تو بوی بهشت می‌آید

از سرم پا کشیدی و گفتم
که سر من به خشت می‌آید

به دعای فرشته رد نشود
آنچه از سرنوشت می‌آید

ای فغانی سزای تست بکش
آنچه از خوب و زشت می‌آید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}