شمارهٔ ۲۹۲

غزلیات

دلم که همره آن مه چو ابر چست شود
گذار تا برود آن قدر که سست شود

ندیده دامن پاک تو مهر و ماه هنوز
درست باد کتانی که خانه شست شود

قلم دریغ مدار از سفینه ی عاشق
که این سفینه باصلاح تو درست شود

نبات تازه ی تو می برد ز دیده گلاب
تبارک الله ازان موسمی که رست شود

من اولت چو بدیدم بغم نهادم دل
که حکم خیر و شر هر کس از نخست شود

دلم بخدمت نخل قدت برآمد زار
که نازکست نهالی که تازه رست شود

دلیر نیست فغانی هنوز در ره عشق
مگر به خدمت اصحاب درد چست شود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}