شمارهٔ ۳۱۳

غزلیات

خط گرد خال آن لب میگون زیاده تر
دردم زیاد بود شد اکنون زیاده تر

حسنت زیاده باد که هر روز می کنی
خوبی زیاده شیوه ی موزون زیاده تر

کردی چنان عتاب که در سینه کار کرد
حسن عبارت از لب میگون زیاده تر

عاشق چه غم خورد که عنان را ز دست داد
سوزد دل قبیله ز مجنون زیاده تر

از مجلس تو کشته برندم که ساخت دل
شور درون خانه ز بیرون زیاده تر

ظرفم مبین حقیر که گر ساقیم تویی
خواهد شد این سفال ز جیحون زیاده تر

خیزد هزار ذره ز هر گام توسنت
هر ذره یی ز ملک فریدون زیاده تر

یک روز صرف مجلس میخواره ی منست
هستی هر حریف ز قارون زیاده تر

عمرم وبال گشت فغانی که دیده است
آب حیات را الم از خون زیاده تر

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}