شمارهٔ ۳۲۵

غزلیات

رخ برفروز و خون دلم را روانه ساز
آتش بخرمنم زن و مستی بهانه ساز

این قطره ها که در جگرم تازه شد گره
از عشق، خوشه خوشه کن و دانه دانه ساز

هر تیر غمزه یی که ز مژگان روان کنی
اول دل شکسته ی ما را نشانه ساز

بس نازکست توسنت ای نازنین سوار
از رشته های جان منش تازیانه ساز

جانها گره ز غیرت شمشاد کرد دل
مشاطه را که گفت کزین چوب شانه ساز

شاید که پرتوی دهد ای مطرب صبوح
سوز دلم ترانه ی بزم شبانه ساز

بیخوابیم بکشت خدا را فسانه یی
زان چشم جاودانه و لعل فسانه ساز

تا سیل غم بخانه ی ما رو نیاورد
ایدل در آب و خاک خرابات خانه ساز

از آه آتشین فغانی درین چمن
گل خانه سوز آمد و بلبل ترانه ساز

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}