شمارهٔ ۳۷۰

غزلیات

دارم ز پسته ی تو بدل آتشین نمک
بستان که کس ندیده کبابی بدین نمک

دامن کشان و دست فشان می کنی خرام
می گیرد از غبار تو روی زمین نمک

گویا کسی که مرهم داغ دلم نهد
در دست تیغ دارد و در آستین نمک

شوری که من ز عشق تو دارم نداشت کس
زیرا که کس نداشت جوانی بدین نمک

گاهم بزهر چشم جگر می کنی کباب
گاهم به دیده می زنی از خشم و کین نمک

در گریه ی فراق، فغانی ز بخت شور
زد بر سواد دیده ی مردم نشین نمک

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}