شمارهٔ ۴۴۷

غزلیات

کند در دل نشیمن آن پری در دیده منزل هم
که خالی نیست از نقش خیالش دیده و دل هم

چنان می‌سوزدم شوق جمال جلوهٔ ساقی
که بر من زار می‌گیرید صراحی، شمع محفل هم

نه دشوارست بر آتش زدن خود را چو پروانه
اگر شمع رخت در جلوه آید در مقابل هم

به یاد قد و رخسار و خط سبزت عجب نبود
که سرو و لاله از خاکم برآید، سبزه و گل هم

شهید عشق را چون بر سر آید سایهٔ تیغت
تن فرسوده یابد آب حیوان، جان بسمل هم

به آه و ناله چون سر در پی محمل نهد مجنون
جرس را دل به درد آید کند فریاد محمل هم

تو بدروزی فغانی قول مطرب را نیی لایق
طرب را طالع مسعود باید بخت مقبل هم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}