شمارهٔ ۴۸۲

غزلیات

بیا بشیر و بکنعانیان سلام رسان
ز بزم وصل بیت الحزن پیام رسان

به آب دیده ی اختر شمار من یا رب
که آفتاب مرا بر کنار بام رسان

غریب و بی پر و بال آمدم بوادی عشق
بحق کعبه که خضری بدین مقام رسان

درین جهان دو سه روزم بحال خویش گذار
ز صد هزار یکی ای فلک بکام رسان

کریم مجلس ما سلسبیل می بخشد
قدم درون نه و خود را بیکدو جام رسان

روان روان بقدح ریز می که مخموریم
بکشت تشنه ی ما آب بی لجام رسان

چه ننگ و نام فغانی درآ به کوچه ی عشق
ز گریه سیل ببنیاد ننگ و نام رسان

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}