شمارهٔ ۴۹۲

غزلیات

زهی شمع فلک در خرگه از تو
همه جادو زبانان در چه از تو

اگر اینست لب ای چشمه ی نوش
شود خضر و مسیحا گمره از تو

گدایان را ز خوان نعمت خویش
تو روزی می دهی شیی الله از تو

چه بازیها که کردی با حریفان
تو از من غافل و من آگه از تو

فروزان مهر رخسار تو از من
رخ اقبال من همچون مه از تو

سخن دانسته می گویی فغانی
زبان نکته گیران کوته از تو

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}