شمارهٔ ۵۲۱

غزلیات

گاهی عتاب و گاه ترحم نموده‌‌ای
گه زهر چشم و گاه تبسم نموده‌ای

با اهل درد جور و جفا کرده‌ای به ناز
مهر و وفا به اهل تنعم نموده‌ای

شب چون عرق نشسته به رویت ز تاب می
صد بار خوش‌تر از مه و انجم نموده‌ای

جان داده‌ام ز غیرت و از رشک مرده‌ام
خندان چو با رقیب تکلم نموده‌ای

بیداد کم نمی‌کند آن ترک تندخو
ای دل اگر هزار تظلم نموده‌ای

هرجا که از پی تو فغانی کشیده آه
مستانه رفته‌ای و ترنم نموده‌ای

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}