غزل شمارهٔ ۹۰

غزلیات

آتش مهرتو در سینه نهان است هنوز
خون دل از گذر دیده روان است هنوز

نگران رخ زیبای تو شد دیده و دل
همچنانم دل ودیده نگران است هنوز

غمزه ات می دهدم عشوه که من آن توام
چون بدیدم نظرش با دگران است هنوز

در ازل عکس جمالت به گلستان بردند
بلبل از شوق رخت نمره زنان است هنوز

زان شمایل خبری باد به بستان آورد
در چمن سرو سهی رقص کنان است هنوز

از یقین دهنت هیچ نمی یارم گفت
کانچه گویم همه در عین گمان است هنوز

دل که اندر شکن زلف تو بست ابن حسام
مشکن آن را که دلش بسته ی آن است هنوز

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}