غزل شمارهٔ ۹۶

غزلیات

دوش از فراغ روی تو با روی سندروس
نالیده‌ام چو نای و فغان کرده‌ام چو کوس

گفتی به وعده دوش که کام از لبت دهم
افسوس ازین سخن که لبت می‌کند فسوس

آن را که پای‌بوس میسّر نمی‌شود
خود دست کی دهد که کند با تو دست بوس

آیینه پیش دار و در ابروی خود نگر
بر عاج بین کشیده کمانی ز آبنوس

می ده که دیر و زود عظام رمیم من
دستاس سالخورده گردون کند سبوس

سرخ از چه شد کرانه این طشت نقره‌کوب
خون سیاوش است در او یا سرشک طوس

ابن حسام دل چه نهی در فریب دهر
پرهیز کن ز عشوه دامادکش عروس

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}