شمارهٔ ۵۶

غزلیات

لب لعل تویاقوت روان است
کزواشکم چو یاقوت روان است

نبینم چون دهانت درمیان هیچ
مگر وصف دهانت درمیان است

به شکر خنده دندانت عیان شد
وجودی درعدم دیدم نهان است

چو دیدم چشم وابروی توگفتم
که ترکی مست در دستش کمان است

چه باک ار زرد رخ چون زعفرانم
که اشکم سرخ همچون ارغوان است

چه پرسی حال دل ازمهر رویت
که این چون ماهتاب آن چون کتان است

بلنداقبال جانش بر لب آمد
چو دورش از بر آن آرام جان است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}