غزل شمارهٔ ۱۰۳

غزلیات

دلا چو شیوه ی رندی نمی رود از پیش
بجوی گنج سلامت ز کُنج خانه ی خویش

چه شکوه ها که ندارم ز دست نوش لبان
که نوش می ندهند و همی زنندم نیش

چو خار نیزه شد این دشمنان طعنه گذار
چو گل دو رویه شد این دوستان دشمن کیش

به زیر خرقه چه زنّارها که پنهان است
فغان ز شیوه ی این صوفیان نا درویش

جراحت دل ما گر نمی کنی مرهم
روا مدار فشاندن نمک مرا بر ریش

طریق اگر به سیاهی است گر به آب حیات
خیال زلف و لبت می روند پیشاپیش

تصوری که به وصل تو دارد ابن حسام
برون نمی رودش زین دل محال اندیش

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}