غزل شمارهٔ ۱۰۶

غزلیات

ساقی بیار لعل مذاب رحیق خاص
باشد که یابم از غم دل یک زمان خلاص

ما را به آب چشمهٔ حیوان چه حاجت است
لعل لب تو چشمهٔ نوش است در خواص

آنجا که قید زلف تو دام بلا نهد
لَیسَ المَفَرُّ منتفعاً مِنه و المَناص

قلب مرا رواج به اکسیر مهر توست
کز کیمیای آن زر خالص شود رصاص

ما را بکش به غمزه که مفتی درس عشق
بر خون عاشقان ندهد فتوی قصاص

ابن حسام طبع تو پرسیم کرد نیست
مَلاَّت فَاهشک لولایِیَ الخَصاص

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}