شمارهٔ ۱۵۷

غزلیات

دلم آشفته ز آن آشفته موشد
قدم خم از غم ابروی اوشد

مگر آن سرو قد درگلشن آمد
که پای سرو اندر گل فرو شد

چه باک آن خوبرو گر گشته بدخو
که بدخو گشته هر کس خوبرو شد

دل وعشق وصبوری از غم هجر
همان افسانه سنگ و سبو شد

سر زلف تو تا چون صولجان گشت
دل مسکین من پیشش چوگو شد

بلند اقبال وصافی دل از آنم
که فکر وذکر من پیوسته هو شد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}