شمارهٔ ۱۶۵

غزلیات

چوزلف مه رخان ای آسمان چند
مرا داری پریشان حال ودربند

نشدوقتی که گردم از تو خشنود
نشد گاهی که باشم از تو خرسند

به کام من تو از کینی که داری
کنی زهر هلاهل گر خورم قند

مرا از ریش غم دل ریش منمای
مرا خوار وزبون زاین بیش مپسند

به محنت سر برم ایام تاکی
به حسرت بگذرانم روز تا چند

نیارم ازتو هیچ اندیشه دردل
به یکتا کردگار پاک سوگند

ندارم ازتوهرگز چشم یاری
اگر درفارس باشم یا سمرقند

نپندارم پر کاهی است یا کوه
کنی بار دلم گر کوه الوند

تونتوانی کنی پستم که هستم
بلند اقبال از امر خداوند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}