شمارهٔ ۱۹۵

غزلیات

پرده را بردار از رخسار بود
مات وحیرانم کن از دیدار خود

بنگر اندر آینه بر روی خویش
تا بگردی عاشق رخسار خود

بشکند تا نرخ عنبر قدر مشک
شانه کش بر زلف عنبر بار خود

لاله سان خونین دلم را داغدار
کرده ای از نرگس بیمار خود

ای بت ترسا چو صنعان عاقبت
بت پرستم کردی از زنار خود

ای شده ضحاک عهد ما ز ما
تا به کی گیری دمار از مار خود

شد کنارم گلشن از بس ریختم
بی توخون از دیده خونبار خود

بربلنداقبال خویش انعام کن
بوسه ای از لعل شکر بار خود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}