شمارهٔ ۲۷۳

غزلیات

عقل حیران گشته اندر کار عشق
کس نگردید آگه از اسرار عشق

در علاج من مکش رنج ای طبیب
زآنکه می باشد دلم بیمار عشق

جز دل بریان و خوناب جگر
هیچ رایت نیست در بازار عشق

نیست از پیری که خم شد پشت من
پشت من خم گشته است از بار عشق

از وجود ما اثر نگذاشت هیچ
آفرین ها باد بر کردار عشق

زاهدا از کف بنه تسبیح را
کن حمایل همچو من زنار عشق

از ازل نامم بلند اقبال شد
ثبت کردندش چو در طومار عشق

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}