شمارهٔ ۲۸۰

غزلیات

گفتم که عاشقم من وز این گفته ام خجل
زیرا که عاشقی نبود کار آب وگل

عاشق تنی بود که نه دل خواهدو نه جان
عاشق کسی بود که نه جان دارد ونه دل

ای ترک مه جبین من ای لعبت ختا
وی شوخ نازنین من ای دلبر چگل

باشد مرا ز عشق توداغی به دل دگر
داغی به روی داغ من ازهجر خودمهل

گر درجفای ما شده رای تو مستبد
ما نیز در وفای توهستیم مستقل

دوری مرا زتوبه مثال دومصرع است
کر هم اگر جدا شده هستند متصل

درعاشقی بلند شد اقبال من بلی
یهدیه من یشاء ومن شانه یضل

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}