شمارهٔ ۲۹۳

غزلیات

من اگر دور از توام پیش توام
با همه بیگانه و خویش توام

بی خبر از کفر ودینم کرده عشق
این قدر دانم که درکیش توام

پادشاهی را نیارم درنظر
فخر من این بس که درویش توام

خواهم ای ساقی ز می مستم کنی
من نه دربند کم وبیش توام

خوشتر است از نوشدارو درد تو
بهتر است از انگبین نیش توام

زهر کز دست تو از تریاق به
به زجدوار آمده بیش توام

چون بلنداقبال دل ریشم مدام
تا توگفتی مرهم ریش توام

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}