شمارهٔ ۴۱۷

غزلیات

گردش چشم تو مستم کرده
لعل تو باده پرستم کرده

سرگرانی به من از بسکه رقیب
پیش تو شکوه ز دستم کرده

چه کنم من که چو ماهی ماهی
صید در زلف چوشستم کرده

نیستم عاشق امروزی یار
عاشق از روز الستم کرده

دوریت کرد مرا نیست ولی
باز دیدار تو هستم کرده

ترک چشم تو ز مژگان سپهی
تربیت بهر شکستم کرده

داشت از تو بلنداقبالی
لیک هجران تو پستم کرده

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}