شمارهٔ ۴۹۲

غزلیات

بوی یار مهربان آیدهمی
بر مشامم بوی جان آید همی

خانه را ای دل ز آلایش بروب
زآنکه سویت میهمان آید همی

من نمی خواهم بگویم راز دل
بیخود از دل بر زبان آیدهمی

آن پری کز چشم مردم شد نهان
بینمش هر سوعیان آید همی

دوش گفتم شرحی از گیسوی او
بوی مشکم از دهان آید همی

چون سخن گویم ز اوصافش ملک
بر زمین از آسمان آید همی

ثابت ای دل در محبت شو که دوست
درمقام امتحان آید همی

خار وخارا در برم از عشق تو
چون پرند وپرنیان آید همی

با تو درگلخن اگر منزل کنم
پیش چشمم گلستان آید همی

ناید ار یک ذره لطفت در میان
سود دو عالم زیان آید همی

ای بلنداقبال از این گفتارها
از تو هر کس بدگمان آید همی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}