غزل شمارهٔ ۱۵۰

غزلیات

دهانش آرزوی تنگدستان
عذارش قبله آتش پرستان

بجای پسته و شکر تمامست
دهان ساقی و لب نقل مستان

ز دیوان کمال از غایت لطف
بدست آوردم این معنی بدستان

دهانش هست میگویند آن نیست
میانش نیست ، می گویند و هست آن

دل ابن حسام آن غمزه گر خست
کدامین دل که آن غمزه نخست آن

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}