بخش ۱۳ - غیبت کردن فاخته از گل پیش بلبل

بخش دوم - داستان گل و بلبل

به بلبل چنین گفت پس فاخته
که ای پیش گل جان ودل باخته

اگر چه حدیث از رسول خداست
که غیبت گناهش بتر از زناست

ولی با تو گویم زکردار گل
نمایم خبردارت ازکار گل

گل آن دلبر تو بسی بیوفاست
دلش نیست صاف ار رخش باصفاست

بسی هرزه گرد است وهر جائی است
نه تشویش او را ز رسوائی است

نمی باشد اندر پی ننگ ونام
کندهمنشینی به هر خاص وعام

برون میرو چون زگلزارها
رود بهر گردش به بازارها

به مستان ورندان شود همنشین
نه پروا از آن باشدش نه از این

یکی بوسدش دیگری بویدش
ندانی که هر کس چه می گویدش

گهی مجلس آرای رندان شود
گهی هم گرفتار زندان شود

غرض اینکه در خانه گر کس بود
ز گوینده یک حرف هم بس بود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}