غزل شمارهٔ ۱۵۷

غزلیات

من مرغ آشیانه قسدم به دام تو
ز آرامگه رمیده و یک چند رام تو

ای ساکنان کوی ترا چشم روشنی
از خاک آستانه عرش احترام تو

روح ملک به جبهه بساید هزار بار
خاکی که بر کشند برو نقش نام تو

زنده شود به بوی تو عظم رمیم من
بر خاکم ار رسد قدم خوشخرام تو

روی تو روز روشن و زلفت شب سیاه
فرخنده باد روز و شب و صبح وشام تو

خوش می کشد به دایره خط زمرُّدی
برگرد شکَّرت لب یاقوت فام تو

تا نسخ کرد ثلث عذارت خط غبار
نصفی خسوف یافت ز ماه تمام تو

باشد صباح دور قیامت صبوح من
آن شب که جرعه ای بدهندم ز جام تو

ابن حسام باده ی گلگون من ز دست
پاینده باد عشرت شرب مدام تو

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}