بخش ۲۱ - در نهی از خوردن شراب

بخش چهارم

مخور می و گر میخوری کم بنوش
که ماندبرایت به جا عقل و هوش

بط باده رو با بت ساده خور
اگر میخوری این چنین باده خور

اگر چه ندارند مستان ادب
ولی با ادب باش و خاموش لب

دو تن را که جنگ افتد اندر میان
بدر رو از آنجا چو تیر از کمان

به مستی نه شوخی کن و نه ستیز
وگر کس ستیزد تو از وی گریز

بیفکن نظر در حروف شراب
که نیمش بود شر دگر نیمش آب

مخور آن چنان می که مستی کنی
به مستی همانا که پستی کنی

اگر میخوری باده مستی مکن
مشو مست و دعوی هستی مکن

حرام است آن می کز انگور شد
خوش است آن شرابی که از نور شد

شرابی که از او گریزد خرد
چرا کس خورد یا چرا کس خرد

شرابی که از تاک حب علی است
از آن خور کز آن جان و دل منجلی است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}